دکتر مسعود - دانشکده معماری arch
ابزارها و جهانبینی
دکتر سید احسان مسعود
استادیار دانشکده معماری دانشگاه تهران
پارسا موثقی
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد معماری، دانشگاه تهران
خلاصه سخنرانی
- تحول تاریخی: او توضیح داد که چگونه ابزارها از امتداد بدن به ابزارهای اندازهگیری و سپس به ابزارهای دیجیتالی تبدیل شدند که اکنون جهان را به مثابه داده میبینند ۴۰، ۴۱.
- از دست رفتن عاملیت: بزرگترین نگرانی او از دست رفتن عاملیت (Agency) معمار است؛ اگر معمار این موقعیت را تمرین نکرده باشد، هویت حرفهای او و معماری به خطر میافتد ۴۳.
- راهکار: مجهز شدن به تفکر انتقادی. تنها راه حفظ عاملیت و جهانبینی طراح در مواجهه با ابزارهای قدرتمند است ۴۴.
متن کامل سخنرانی
به نام خدا
تایتلی که امروز گذاشتیم که بتونیم قدری بهش فکر بکنیم، موضوع ابزار هست و رابطهاش با جهانبینی که از دید من در واقع این شاید مهمترین اتفاقیه که با تولد هر ابزاری رخ میده. این جمله برونو لتور میتونه منطبق باشه با همین بحث که وقتی اسلحه تو دستته دیگه آدم قبلی نیستی. اگه یه نگاه تاریخی بخوایم بکنیم اولین ابزارها به نوعی امتداد بدن انسان بودن. دست ما قویتر میشد وقتی تبر توش بود. فاصله رو میتونستیم با طول دستمون اندازه بگیریم. قدرت معناش قدرت عضلانی بود. خطر آن چیزی بود که به طور مستقیم باهاش مواجه میشدیم. یعنی نوعی جوانب پدیدارشناسانه در تجربه ملموس انسان. اینجا ابزار هنوز واسطه نیست ابزار امتداد بدن بشره با ابزارهای پیچیدهتر، خطکش، ساعت و چرخ یه مقدار این تغییر کرد دیگه زمان اندازه پذیر شد آدمها به نوع متفاوتی راجع به زمان فکر میکردن، جوری که به زمین فکر میکردن متفاوت شد و انسان دیگه فقط از طریق تجربه نبود که دنیا رو لمس میکرد. دیگه داشت اندازه میگرفت و جهان زیست شده به جهان محاسبه پذیر تبدیل شد. یک قدم جلوتر با اومدن پرسپکتیو عملاً جهان به نوعی از بودن و دیده شدن تغییر پیدا کرد و واقعیت به تصویر تقلیل داده شد. به نوعی فاصله ناظر با جهان زیاد میشه و پرسپکتیو دیگه یه نقاشی نیست انگار خودش یه بیانیه فلسفیه که جهان رو میشه از بیرون دید و کنترل کرد و فریم براش ایجاد کرد و اینجاست که سوژه مدرن به نحوی متولد میشه.
زمانی که ابزار صنعتی پدید اومد عملاً باز دوباره ارزشها رو با خودش تغییر داد دیگه فضا معنیش بیشتر به عملکرد تغییر پیدا کرد زیبایی بیشتر شد آن چیزی که میگیم صداقت سازه. زیبایی شناسی ما رو مدرنیسم متحول کرد و انسان هم شد اون کاربر استانداردی با اون ابعاد مشخص. یعنی نوعی جهان بینی مکانیکی. تفاوتی که رخ میده اینه که ابزار دیجیتال حالا داره جهان رو به مثابه داده نگاه میکنه دیگه واقعیت داره پیشبینی پذیر میشه و تحول بزرگش اینه که ابزار دیگه فقط در دست ما نیست ابزار دیگه داره ما رو میبینه و جهان دیگه نه فقط قابل فهمه بلکه قابل پیشبینیه و به نوعی قابل دستکاریه و اینجاست که در واقع باید انگار خودمون رو مجهز بکنیم. به نوعی با این مرور تاریخی که انجام دادیم مسئله اینه که ابزار فقط دنیای پیرامون ما رو تغییر نداده جهانبینی ما رو تغییر داده و این اون چیزیه یا این یه واقعیتیه که داره رخ میده. همون طور که نوعی که ما با پیستوله ترسیم میکردیم با قبلش متفاوت بود، پیستوله نوع ترسیمات رو متفاوت کرد و نوع سیالیت کیفیت فضایی رو متفاوت کرد و به همون اندازه شاید اتفاقی که در ایران هم در قرن اخیر تجربهاش کردیم زمانی که سازه مدرن به ایران اومد.
سازه مدرن که به ایران اومد عملاً ما انباشتههای قرنها معماری گذشتمون رو رها کردیم. درسته که بخشیش رو مرتبط میدونیم با تغییر سبک زندگی، با نوع مواجههمون با مدرنیسم ولی به نظر میرسه حتماً بخشی از این رهایی به دلیل این ابزار تازه بود یعنی این ابزار وقتی اومد دیگه انگار نمیتونستیم مثل قبل به معماری فکر بکنیم و شاید این ابزار به نوعی باعث شد که ما بخش زیادی از داشتههایی که در کوله بار خودمون انباشته بودیم با تجربه در طی قرنها رو کنار گذاشتیم. چرا؟ چون جور دیگهای نگاه میکردیم با این اسلحهای که حالا توی دستمون بود.
همین اتفاق بعدتر با گرس هاپر رخ داد. یه پلاگین بود ولی عملاً بسیاری از فرمهای سیالی که میدیدیم حاصل کار با همین بود. ناخودآگاه این کنترل انگار از دست کاربر هم خارج شده بود. حالا این اینترفیسهای هوش مصنوعی که همین الان هم باهاش درگیریم مسئلهش کجاست؟ مسئله در واقع چیزیه که بهش میگیم ایجنسی یا عاملیت. یعنی چیزی که آدم احساس میکنه که باهاش داریم مواجه میشیم اینه که عاملیت از دست ما خارج بشه و اگر دیگه در فیلد ما آرشیتکت عاملیت رو بیرون از خودش ببینه اون موقعست که دیگه نمیدونم چه پیشبینی میتونیم داشته باشیم و چی رخ خواهد داد دیگه آرزو کجا میره و ممکنه بخشی از آرزوها و ایدهها یک استانداردهای مشترکی پیدا بکنه. یک ایجنسی بیرون از ما داره رخ میده چون به نوعی بخشی از عاملیتمون رو به تدریج با ابزارها از دست دادیم.
نمیدونم شاید این قدم بزرگتر از قدمهای قبلی باشه و معماری عام میشه. این پروژه از پروژههاییه که از دید من از عامترین ویژگیهایی که با گرسهاپر اومدن استفاده کرده. اما ممکنه با همون ابزار بتونیم فضایی رو خلق بکنیم که باز عاملیتش با آرشیتکت هست مثل پروژهی آخیم مندس.
نکتهای که نکته پایانی من هست اینه که شاید مهمترین چیز و شاید بیشترین چیزی که آکادمی باید به آدم یاد بده و درش آدم تمرین بکنه تفکر انتقادیه، یعنی ما اگر مجهز باشیم به تفکر انتقادی اون موقع میتونیم که عاملیت رو احتمالاً درون خودمون نگه داریم و ابزار عاملی بشه که اتفاقاً به آرزوها و ایدههای خودمون بتونیم برسیم و ایدهها و جهانبینی رو درون خودمون نگه داریم.
مرسی.
تایتلی که امروز گذاشتیم که بتونیم قدری بهش فکر بکنیم، موضوع ابزار هست و رابطهاش با جهانبینی که از دید من در واقع این شاید مهمترین اتفاقیه که با تولد هر ابزاری رخ میده. این جمله برونو لتور میتونه منطبق باشه با همین بحث که وقتی اسلحه تو دستته دیگه آدم قبلی نیستی. اگه یه نگاه تاریخی بخوایم بکنیم اولین ابزارها به نوعی امتداد بدن انسان بودن. دست ما قویتر میشد وقتی تبر توش بود. فاصله رو میتونستیم با طول دستمون اندازه بگیریم. قدرت معناش قدرت عضلانی بود. خطر آن چیزی بود که به طور مستقیم باهاش مواجه میشدیم. یعنی نوعی جوانب پدیدارشناسانه در تجربه ملموس انسان. اینجا ابزار هنوز واسطه نیست ابزار امتداد بدن بشره با ابزارهای پیچیدهتر، خطکش، ساعت و چرخ یه مقدار این تغییر کرد دیگه زمان اندازه پذیر شد آدمها به نوع متفاوتی راجع به زمان فکر میکردن، جوری که به زمین فکر میکردن متفاوت شد و انسان دیگه فقط از طریق تجربه نبود که دنیا رو لمس میکرد. دیگه داشت اندازه میگرفت و جهان زیست شده به جهان محاسبه پذیر تبدیل شد. یک قدم جلوتر با اومدن پرسپکتیو عملاً جهان به نوعی از بودن و دیده شدن تغییر پیدا کرد و واقعیت به تصویر تقلیل داده شد. به نوعی فاصله ناظر با جهان زیاد میشه و پرسپکتیو دیگه یه نقاشی نیست انگار خودش یه بیانیه فلسفیه که جهان رو میشه از بیرون دید و کنترل کرد و فریم براش ایجاد کرد و اینجاست که سوژه مدرن به نحوی متولد میشه.
زمانی که ابزار صنعتی پدید اومد عملاً باز دوباره ارزشها رو با خودش تغییر داد دیگه فضا معنیش بیشتر به عملکرد تغییر پیدا کرد زیبایی بیشتر شد آن چیزی که میگیم صداقت سازه. زیبایی شناسی ما رو مدرنیسم متحول کرد و انسان هم شد اون کاربر استانداردی با اون ابعاد مشخص. یعنی نوعی جهان بینی مکانیکی. تفاوتی که رخ میده اینه که ابزار دیجیتال حالا داره جهان رو به مثابه داده نگاه میکنه دیگه واقعیت داره پیشبینی پذیر میشه و تحول بزرگش اینه که ابزار دیگه فقط در دست ما نیست ابزار دیگه داره ما رو میبینه و جهان دیگه نه فقط قابل فهمه بلکه قابل پیشبینیه و به نوعی قابل دستکاریه و اینجاست که در واقع باید انگار خودمون رو مجهز بکنیم. به نوعی با این مرور تاریخی که انجام دادیم مسئله اینه که ابزار فقط دنیای پیرامون ما رو تغییر نداده جهانبینی ما رو تغییر داده و این اون چیزیه یا این یه واقعیتیه که داره رخ میده. همون طور که نوعی که ما با پیستوله ترسیم میکردیم با قبلش متفاوت بود، پیستوله نوع ترسیمات رو متفاوت کرد و نوع سیالیت کیفیت فضایی رو متفاوت کرد و به همون اندازه شاید اتفاقی که در ایران هم در قرن اخیر تجربهاش کردیم زمانی که سازه مدرن به ایران اومد.
سازه مدرن که به ایران اومد عملاً ما انباشتههای قرنها معماری گذشتمون رو رها کردیم. درسته که بخشیش رو مرتبط میدونیم با تغییر سبک زندگی، با نوع مواجههمون با مدرنیسم ولی به نظر میرسه حتماً بخشی از این رهایی به دلیل این ابزار تازه بود یعنی این ابزار وقتی اومد دیگه انگار نمیتونستیم مثل قبل به معماری فکر بکنیم و شاید این ابزار به نوعی باعث شد که ما بخش زیادی از داشتههایی که در کوله بار خودمون انباشته بودیم با تجربه در طی قرنها رو کنار گذاشتیم. چرا؟ چون جور دیگهای نگاه میکردیم با این اسلحهای که حالا توی دستمون بود.
همین اتفاق بعدتر با گرس هاپر رخ داد. یه پلاگین بود ولی عملاً بسیاری از فرمهای سیالی که میدیدیم حاصل کار با همین بود. ناخودآگاه این کنترل انگار از دست کاربر هم خارج شده بود. حالا این اینترفیسهای هوش مصنوعی که همین الان هم باهاش درگیریم مسئلهش کجاست؟ مسئله در واقع چیزیه که بهش میگیم ایجنسی یا عاملیت. یعنی چیزی که آدم احساس میکنه که باهاش داریم مواجه میشیم اینه که عاملیت از دست ما خارج بشه و اگر دیگه در فیلد ما آرشیتکت عاملیت رو بیرون از خودش ببینه اون موقعست که دیگه نمیدونم چه پیشبینی میتونیم داشته باشیم و چی رخ خواهد داد دیگه آرزو کجا میره و ممکنه بخشی از آرزوها و ایدهها یک استانداردهای مشترکی پیدا بکنه. یک ایجنسی بیرون از ما داره رخ میده چون به نوعی بخشی از عاملیتمون رو به تدریج با ابزارها از دست دادیم.
نمیدونم شاید این قدم بزرگتر از قدمهای قبلی باشه و معماری عام میشه. این پروژه از پروژههاییه که از دید من از عامترین ویژگیهایی که با گرسهاپر اومدن استفاده کرده. اما ممکنه با همون ابزار بتونیم فضایی رو خلق بکنیم که باز عاملیتش با آرشیتکت هست مثل پروژهی آخیم مندس.
نکتهای که نکته پایانی من هست اینه که شاید مهمترین چیز و شاید بیشترین چیزی که آکادمی باید به آدم یاد بده و درش آدم تمرین بکنه تفکر انتقادیه، یعنی ما اگر مجهز باشیم به تفکر انتقادی اون موقع میتونیم که عاملیت رو احتمالاً درون خودمون نگه داریم و ابزار عاملی بشه که اتفاقاً به آرزوها و ایدههای خودمون بتونیم برسیم و ایدهها و جهانبینی رو درون خودمون نگه داریم.
مرسی.
