دکتر ستوده - دانشکده معماری arch
هوش مصنوعی در ترازوی فرصتها و چالشها
دکتر رحمت ستوده قرهباغ
استاد دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
رئیس ازمایشکاه هوش مصنوعی فرآیندهای نقت و گاز، دانشگاه تهرانخلاصه سخنرانی
- سرعت نفوذ فناوری: هوش مصنوعی با سرعتی بیسابقه در حال گسترش است؛ بهگونهای که ChatGPT تنها در ۵ روز به یکمیلیون کاربر رسید، در حالیکه این عدد برای LinkedIn حدود ۳ سال طول کشید.
- تأثیر بر مشاغل و آموزش: پیشبینی میشود هوش مصنوعی بر حدود ۸۰ درصد مشاغل بهویژه در مدیریت پروژه و مستندسازی تأثیر بگذارد؛ در حالیکه نظامهای آموزشی سنتی دانشگاهی توان تطبیق سریع با این تحول را ندارند.
- چالشهای زیستمحیطی: مراکز داده در حال مصرف حجم عظیمی از انرژی و آب هستند و پیشبینی میشود مصرف برق آنها تا سال ۲۰۳۰ تا ۱۱ برابر افزایش یابد. بنابراین نیاز به رویکرد «هوش مصنوعی سبز» کاملاً جدی است.
- وضعیت ایران: ایران بهطور میانگین حدود ۷ سال عقبتر از کشورهای منطقه است و در حوزه سرمایهگذاری و رگولاتوری بسیار ضعیفتر عمل کرده است (حدود ۱۰ میلیون دلار سرمایهگذاری در برابر میلیاردها دلار در امارات).
- انسان در حلقه (Human-in-the-Loop): تاکید اصلی آن است که هوش مصنوعی باید ابزار باقی بماند و انسان همچنان در مرکز تصمیمگیری بماند تا مخاطرات احتمالی به حداقل برسد.
متن کامل سخنرانی
به نام خدا
با سلام و احترام خدمت همکاران گرامی.
باید عرض کنم که بنده در این جلسه مهمانی ناخوانده هستم؛ چراکه رشته تحصیلی من با حوزه تخصصی شما متفاوت است. ازاینرو، بیش از آنکه سخن بگویم، تلاش میکنم از مباحث ارزشمند این نشست بهرهمند شوم و مطالب جدیدی بیاموزم. با خود اندیشیدم که چه موضوعی برای طرح در این جمع مناسبتر است و در نهایت به این نتیجه رسیدم که جهان امروز در نقطه عطفی بسیار حسّاس و سرنوشتساز قرار دارد؛ نقطهای که شاید با بسیاری از «پیچهای تاریخی» که پیشتر درباره آنها سخن گفتهایم متفاوت باشد. به همین دلیل عنوان سخنرانی خود را «هوش مصنوعی در ترازوی فرصتها و چالشها» انتخاب کردهام. طبیعی است که در فرصت کوتاهی که در اختیار دارم، نتوانم به همه ابعاد موضوع بپردازم.
بنده کانالی به نام «خانه هوش مصنوعی برای مدیران» راهاندازی کردهام که در آن تازهترین مطالب، تحلیلها و رخدادهای مرتبط با هوش مصنوعی را منتشر میکنم: https: //t.me/SotudehGPT. هدف اصلی این کانال ایجاد ارتباط با مدیران اجرایی شرکتها، سازمانها و بنگاههای اقتصادی است؛ زیرا باور دارم تا زمانی که مدیران قانع و همراه نشوند، نه منابع به درستی تخصیص مییابد و نه حرکت مؤثری شکل میگیرد.
ادیسون جملهای دارد با این مضمون که: «من زمین بازی جدیدی ساختم و از این پس همه باید در این زمین بازی کنند.» امروز نیز بار دیگر زمین بازی تازهای شکل گرفته است؛ زمینی به نام هوش مصنوعی. چه بخواهیم و چه نخواهیم، جهان به سرعت در این زمین بازی میکند و ما نیز ناگزیر باید خود را با آن هماهنگ کنیم. اگر اجازه بفرمایید، در ادامه چند داده و تصویر مرتبط با این موضوع را مرور خواهیم کرد. البته ممکن است برخی دوستان در بخشهای دیگر سالن دید مناسبی نداشته باشند که در این صورت توضیحات تکمیلی ارائه خواهم کرد.
به چه مشکلی برخوردیم؟ تصور می کردم در دانشکده معماری برق قطع نمیشود، زیرا جناب آقای دکتر مظاهری در اینجا دیزلژنراتور و سامانه خورشیدی دارند !. تا برق بیاید و به اسلاید بعدی رسیدیم، به نکته مهمی فکر کردم: باید همواره آماده یادگیری باشیم، زیرا فناوری در عین فرصتآفرینی ممکن است چالشهایی نیز ایجاد کند. در اسلاید بعدی، سه پلتفرم را با یکدیگر مقایسه کردهام: LinkedIn، Facebook و ChatGPT بهعنوان نمادی از ابزارهای هوش مصنوعی.
همکاران محترم حتماً با لینکدین آشنا هستند. این شبکه اکنون حدود ۱.۳ میلیارد کاربر دارد و بخش بزرگی از متخصصان در آن فعالیت میکنند. رسیدن لینکدین به یکمیلیون کاربر در بدو شروه، سه سال طول کشید. در فیسبوک این عدد به حدود ۱۰۰ روز کاهش یافت. اما ChatGPT تنها در ۵ روز به یکمیلیون کاربر رسید. این موضوع پیام بسیار مهمی دارد:
سرعت گسترش هوش مصنوعی به حدی بالاست که نظامهای آموزشی، مدارس و حرفهها فرصت تطبیق سریع با آن را ندارند. آموزشهای کلاسیک دانشگاهی بهتنهایی پاسخگو نیست و ما نمیتوانیم بهسادگی نیروی انسانی را برای مواجهه با این تحول آماده کنیم. حال تصور کنید این سرعت و توان به حوزه مهندسی منتقل شود. روشن است که آموزشهای سنتی و سختافزاری به تنهایی کافی نخواهد بود. دانشگاهها نیز بهصورت ساختاری آمادگی لازم را ندارند؛ زیرا هر تغییری در آموزش عالی، پیش از هر چیز نیازمند آمادهسازی اعضای هیئت علمی است. در حال حاضر، آمادهسازی اعضای هیئت علمی برای کار با ابزارهای هوش مصنوعی - از پذیرش اصل استفاده از این فناوری گرفته تا تدوین قواعد کار با آن و آموزش دانشجویان - در همه جای دنیا کاری بسیار دشوار است. بخشی از این دشواری به فاصله نسلی میان ردههای مختلف اعضای هیئت علمی بازمیگردد.
با این حال، چه بخواهیم و چه نخواهیم، این قابلیت دیر یا زود وارد حرفهها و محیطهای کاری خواهد شد. ممکن است بخش کوچکی از این مهارتها از طریق آموزشهای رسمی دانشگاهی منتقل شود، اما بخش مهمتر آن باید از مسیر مهارتهای نرم و برنامهریزی فردی برای یادگیری مستمر به دست آید. هر فرد باید برای خود یک برنامه یادگیری منظم تعریف کند.
در سراسر جهان نگرانی بزرگی مطرح است:
آیا هوش مصنوعی جایگزین انسانها خواهد شد؟
شاید بهترین پاسخ این باشد که: هوش مصنوعی جایگزین انسانها نمیشود؛ بلکه انسانهایی که از آن استفاده میکنند، جایگزین کسانی خواهند شد که از آن استفاده نمیکنند.
بر اساس مطالعات اخیر، از جمله گزارش جامع Stanford AI Index 2025 پیشبینی میشود که طی ۵ تا ۱۰ سال آینده، تقریباً همه مشاغل تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گیرند. حدود ۸۰ درصد این تأثیرات، مستقیماً به حوزههایی مانند مدیریت پروژه، کار با مدارک و مستندسازی مربوط میشود؛ اموری که در بسیاری از رشتههای مهندسی، بخش عمده فعالیتهای حرفهای را تشکیل میدهند؛ از تدوین طرحهای امکانسنجی گرفته تا بررسی اسناد و مدیریت پروژه. هماکنون نیز نشانههایی از این تحول دیده میشود. برای مثال، وزارت دادگستری بریتانیا برنامه دارد بخشی از اسناد حقوقی را با اسناد دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی جایگزین کند. کشور آلبانی نیز نخستین وزیر هوش مصنوعی را منصوب کرده و از پلتفرمهای هوشمند برای مدیریت فرآیندهای دولتی و کاهش فساد اداری بهره میبرد.
شاید در آیندهای نهچندان دور شگفتزده نشویم اگر بشنویم که یک دانشکده توسط یک پلتفرم الگوریتمی اداره میشود؛ بهگونهای که قواعد، فرآیندها و تصمیمها بر اساس داده و الگوریتم پیش بروند. روشن است که یکی از بزرگترین حوزههای تأثیر هوش مصنوعی، آموزش عالی خواهد بود. امروز حتی با ابزارهای سادهای مانند NotebookLM یا ابزارهای مشابه، بخش قابلتوجهی از فعالیتهای آموزشی ـ شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد تعاملات آموزشی سنتی- میتواند دگرگون یا سادهسازی شود و نیاز به حضور فیزیکی در کلاس بهطور جدی کاهش یابد. چه باید کرد؟ امروز ابزارهای هوش مصنوعی سرعت یادگیری را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند. بنابراین دانشگاهها باید بیش از هر زمان دیگری به نوآوری آموزشی بیندیشند. روشهای کلاسیک تدریس به شکل سنتی و خطی دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. اکنون میتوان یک کتاب کامل را در اختیار یک دستیار هوشمند قرار داد که ۲۴ ساعت شبانهروز و ۷ روز هفته آماده پاسخگویی و همراهی با دانشجوست.
در این شرایط، پرسش اصلی این است: آیا میتوانیم با همان الگوی آموزش گذشته ادامه دهیم؟
بهنظر میرسد که طی ۵ تا ۶ سال آینده، بسیاری از دانشگاههای دنیا ناچار خواهند شد مأموریت و نقش خود را بازتعریف کنند و به فعالیتهایی فراتر از تدریس سنتی بپردازند. نکته بسیار مهمی که میخواهم بر آن تأکید کنم این است که در تمام رشتهها، بهویژه رشتههای مهندسی، باید به اصل" انسان در حلقه" وفادار بمانیم. هوش مصنوعی ابزار است، نه جایگزین انسان.
تصمیمگیری نهایی، مسئولیتپذیری، قضاوت حرفهای و ارزشهای انسانی همواره باید در اختیار انسان باقی بماند. تا زمانی که انسان در حلقه باقی بماند و ما یاد بگیریم چگونه در کنار این ابزارها کار کنیم، میتوانیم بسیاری از آسیبهای احتمالی را به حداقل برسانیم. حتماً میدانید که در آغاز اختراع خودرو، برخی مشاغل احساس خطر کردند و حتی عدهای کوشش داشتند استفاده از ماشین را منع کنند. در همان دوره، بعضی افرادِ متعصب، حکم شرعی بر حرمت استفاده از خودرو صادر کردند؛ زیرا معتقد بودند خطر جانی دارد. طبیعی بود که در آن سالهای نخست، ریسک استفاده از خودرو بالا باشد. اما امروز حتی سفر با هواپیما نیز، که روزگاری بسیار پرریسک تلقی میشد، جزو امنترین روشهای حملونقل است.
به همین ترتیب، ممکن است اکنون یا یکی دو سال آینده، برخی افراد بهدلیل نگرانی یا ناآگاهی، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی را نفی یا حتی ممنوع اعلام کنند. اما واقعیت این است که این مسیر قابل توقف نیست. چه بخواهیم و چه نخواهیم، با ورود به صنعت نسل پنجم (Industry 5.0) ناچار خواهیم بود در کنار روباتها و سامانههای هوشمند کار کنیم. مهم آن است که نقش انسان، مسئولیت اخلاقی و قدرت تصمیمگیری او همچنان در مرکز باقی بماند. ممکن است در ده سال آینده، حتی در همین سالنها تشخیص تفاوت میان انسان و ربات چندان ساده نباشد. بنابراین باید بیاموزیم چگونه در کنار ماشینها کار کنیم. به باور من، اگر همواره به این اصل پایبند باشیم که انسان باید در مرکز حلقه تصمیمگیری باقی بماند، آنگاه هوش مصنوعی نیز مانند سایر فناوریها تنها یک «ابزار» در خدمت ما خواهد بود؛ نه اینکه اختیار کامل را به آن بسپاریم و نه آنکه خود را از صحنه کنار بکشیم.
در ادامه، میخواهم به نکتهای بسیار مهم اشاره کنم. ابزارهای هوش مصنوعی، در کنار همه فرصتها، نوعی پارادوکس بزرگ نیز ایجاد کردهاند. بر اساس برآوردها، مصرف برق مراکز داده تا سال ۲۰۳۰ ممکن است تا ۱۱ برابر افزایش یابد. همچنین سالانه حدود ۵ میلیون تن پسماند الکترونیکی از این مراکز تولید میشود و برای خنکسازی آنها، نزدیک به ۶۵ میلیارد لیتر آب در سال مصرف میشود. این اعداد نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال مصرف بخش قابلتوجهی از منابع انرژی، آب و مواد اولیه زمین است. بنابراین توسعه این فناوری باید با نگاه مسئولانه، پایدار و همراه با مدیریت محیطزیستی و اخلاقی همراه باشد.
دوستان اگر فرصت داشته باشند، توصیه میکنم به گزارش سالانه هوش مصنوعی دانشگاه استنفورد (AI Index 2025) نگاهی بیندازند. در این گزارش آمده است که در سال ۲۰۲۵ حدود 190 میلیارد دلار در ایالات متحده در حوزه ابزارها و فناوریهای هوش مصنوعی سرمایهگذاری شده است؛ رقمی تقریباً معادل چین و ۲۴ برابر بریتانیا. همچنین ۷۸ درصد سازمانها در آمریکا اعلام کردهاند که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، در حالی که این عدد در سال ۲۰۲۳ تنها حدود ۵۵ درصد بود. بخش قابلتوجهی از این رشد، مربوط به ابزارهای مولد (Generative AI) است که همه ما کموبیش با آنها آشنا هستیم.
اکنون به وضعیت ایران بپردازیم. برای ارزیابی بلوغ یک فناوری، معمولاً از مدل «هفت کارکرد سیستم نوآوری» استفاده میشود که شامل موارد زیر است: توسعه دانش، انتشار دانش، کارآفرینی، جهتدهی نوآوری، شکلگیری بازار، تأمین منابع و مشروعیتبخشی. در یک گزارش ملی که در سال ۱۴۰۳ توسط یکی از مراکز پژوهشی دانشگاه صنعتی شریف منتشر شد، جایگاه ایران در حوزه هوش مصنوعی بر اساس همین مدل بررسی شده است. نموداری چندضلعی در این گزارش ارائه شده که نشان میدهد ایران در شاخصهای «توسعه دانش» و «انتشار دانش» وضعیت نسبتاً بهتری نسبت به میانگین منطقه دارد؛ اما در حوزههایی مانند کارآفرینی، جهتدهی نوآوری، شکلگیری بازار و تأمین منابع، عملکرد کشور ضعیفتر است. بر اساس این مطالعه، اندازه بازار هوش مصنوعی ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۱.۶ همت برآورد شده و میزان سرمایهگذاری صورتگرفته در این حوزه حدود ۱۰ میلیون دلار بوده است. این ارقام نکات بسیار مهمی درباره ابعاد واقعی اقتصاد هوش مصنوعی در کشور به ما نشان میدهند.
پیشتر تصور میکردم که مجموع بودجه همه دانشگاههای زیرمجموعه وزارت علوم حدود ۲ میلیارد دلار باشد. اما اخیراً وزیر علوم اعلام کرده که این عدد حدود ۷۰۰ میلیون دلار است. این در حالی است که برنامه ملی هوش مصنوعی امارات بهتنهایی حدود ۶ میلیارد دلار بودجه دارد. بنابراین اگر عدد ۱۰ میلیون دلار سرمایهگذاری ایران در حوزه AI را کنار این ارقام بگذاریم، چندان هم عجیب به نظر نمیرسد. برای مقایسه، بودجه کل دانشگاه تهران با حدود ۵۰۰۰ کارمند، ۲۵۰۰ عضو هیئت علمی، ۵۰ هزار دانشجو و میلیونها مترمربع فضای فیزیکی عمدتاً فرسوده در حدود ۳۵ میلیون دلار است. این اعداد مربوط به هوش مصنوعی نشان میدهد که ما از متوسط کشورهای منطقه حدود ۷ سال عقب هستیم. البته این عقبماندگی میتواند بهنوعی فرصت نیز محسوب شود؛ چراکه امکان «یادگیری از تجربه دیگران» و جهش هوشمندانه را فراهم میکند.
در حال حاضر، بازی اصلی توسعه ابزارهای هوش مصنوعی عمدتاً در دست آمریکا و چین است. اما اگر تلاش و سرمایهگذاری مناسبی انجام دهیم، میتوانیم در حوزه کاربردها و بومیسازی فناوری جایگاه قابلقبولی به دست آوریم و از فرصتهای اقتصادی آن بهرهمند شویم.امروز شاهد شکلگیری کسبوکارهایی بسیار چابک و کمنیرو در دنیا هستیم. برای مثال، برخی شرکتهای مبتنی بر هوش مصنوعی - مانند پلتفرمهای تولید محتوا و ارائه پرزنتیشن - با تیمهایی کمتر از ۳۰ نفر، محصولاتی را به بازار عرضه میکنند که میلیونها کاربر دارند. این نمونهها نشان میدهد مقیاس اثرگذاری هوش مصنوعی بسیار فراتر از اندازه تیمهاست.
زمان رو به پایان است، اما اجازه بدهید نکته بسیار مهمی را مطرح کنم. شاخص پذیرش هوش مصنوعی که توسط صندوق بینالمللی پول و برای حدود ۱۸۰ کشور اندازهگیری شده، عددی بین ۰ تا ۱ را نشان میدهد. در این شاخص، سنگاپور با عددی نزدیک به ۰.۸ در رتبههای بالای جهان قرار دارد، در حالیکه عدد ایران حدود ۰.۳۸ است. برای مقایسه، من سه کشور آلمان، ترکیه و ایران را کنار هم قرار دادهام؛ زیرا از نظر جمعیت در یک بازه قرار میگیرند- آلمان ترکیه و ایران هر کدام با جمعیت حدود ۸۵ میلیون نفر. این سطح از پذیرش، اگرچه چالشهایی را نشان میدهد، اما در عین حال فرصتی برای توسعه کسبوکارهای جدید مبتنی بر هوش مصنوعی به شمار میرود.
این شاخص بر چهار پایه اصلی استوار است: زیرساخت، سرمایه انسانی، نوآوری و پیوند با اقتصاد و رگولاتوری (تنظیمگری). در دو مؤلفه نخست، وضعیت ایران متوسط است؛ اما در حوزه رگولاتوری عملکرد بسیار ضعیفی داریم. البته این مشکل تنها مختص ایران نیست؛ بهطور کلی جهان هنوز چارچوب منسجم و نهایی برای تنظیمگری هوش مصنوعی ندارد. کشورها در این زمینه سه رویکرد متفاوت دارند:
یک پروژه پژوهشی از سوی وزارت دفاع آمریکا به سه فرهنگستانهای علوم، پزشکی و مهندسی - واگذار شده است. تنها به یک عدد مهم از این مطالعه اشاره میکنم- در سال ۲۰۱۹ حدود ۲۹ درصد از نخبگان هوش مصنوعی جهان در آمریکا مستقر بودند و چین حدود ۲۰ درصد آنها را جذب کرده بود. اما امروز وضعیت کاملاً دگرگون شده است- چین اکنون حدود ۴۷ درصد از نخبگان برجسته هوش مصنوعی دنیا را جذب کرده، در حالیکه سهم آمریکا به حدود ۱۸ درصد کاهش یافته است. این آمار نشان میدهد رقابتی جدی و فراتر از اقتصاد، در سطح ژئوپلیتیک استعدادها در جریان است. فایل کامل این گزارش در دسترس شماست و جابهجایی نخبگان هوش مصنوعی در جهان را بهصورت دقیق و تحلیلی بررسی میکند.
اکنون چین بهدنبال آن است که نقش رهبری در عرصه هوش مصنوعی را در دست بگیرد. آنها نهادی را با عنوان WAICO پیشنهاد کردهاند که قرار است الگو گرفته از آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد. در این مدل، کشورها با یکدیگر به توافق میرسند، محدودیتهایی را میپذیرند و به سمت شفافیت و همکاری بینالمللی حرکت میکنند. اما نگرانی مهم اینجاست- همان کشورهایی که امروز کنترل ساختارهای بینالمللی مانند آژانس انرژی اتمی را در دست دارند، احتمالاً در این نهاد جدید نیز نقش مسلط خواهند داشت. این موضوع یک دغدغه جدی و جهانی است.
بهطور کلی، جهان امروز در یک پیچ تاریخی بسیار حساس قرار گرفته است. یا کشورها باید بپذیرند که با هم همکاری کنند، یا با تداوم رقابت بیقاعده، خطرات بزرگی در پیش خواهد بود. البته پیشنیاز هرگونه همکاری مؤثر این است که کشورها ابتدا ظرفیت آموزشی و پژوهشی خود را تقویت کنند. اگر آموزش و پژوهش در یک کشور رشد نکند، عملاً توان اثرگذاری و کنترل حرفهها و فناوریهای نوظهور نیز محدود خواهد بود. پیامی که این الگو میخواهد منتقل کند روشن است- هر تلاشی برای توسعه هوش مصنوعی باید «تلاش سبز» باشد؛ یعنی همراه با مسئولیتپذیری اجتماعی، زیستمحیطی و اخلاقی.
در این تصویری که مشاهده میکنید، حتی یک حیوان نیز درک می کند که باید موانع پیش روی بشریت را بردارد و به حامعه آسیب نرساند. این تصویر بهنوعی یادآور مسئولیتی است که ما نیز در قبال ابزارهای نوین بهویژه هوش مصنوعی بر عهده داریم. نگاه ما به این فناوری باید نگاهی سبز، مسئولانه و همراه با دغدغه اخلاقی و زیستمحیطی باشد. با منع کردن، مقابله کردن یا نادیدهگرفتن این فناوریها، کاری از پیش نخواهیم برد. بلکه باید بیندیشیم چگونه نظام آموزشی و حرفهای خود را با این واقعیت جدید همسو کنیم. سرعت تحولات بسیار بالاست و ما ناگزیر باید انتخاب کنیم. یا در کنار این فناوری حرکت کنیم و از ظرفیتهای آن بهره ببریم، یا منفعل بمانیم و هزینههای بیشتری بپردازیم.
امیدوارم فرصتهای دیگری فراهم شود تا بتوانیم درباره ابعاد مختلف این موضوع با جزئیات بیشتری گفتگو کنیم. در پایان لازم میدانم از جناب آقای دکتر مظاهری و جناب آقای دکتر اسلامی بابت برنامهریزی و برگزاری این نشست ارزشمند صمیمانه قدردانی کنم. اینگونه نشستها فرصتی است برای بازنگری و اندیشیدن دوباره به این پرسش اساسی که-
چگونه میتوانیم در کنار این فناوری نوظهور، از ظرفیتهای آن بهره ببریم و در عین حال مانع آسیبپذیری بیشتر بهویژه در کشورهای در حال توسعه شویم؟
با سلام و احترام خدمت همکاران گرامی.
باید عرض کنم که بنده در این جلسه مهمانی ناخوانده هستم؛ چراکه رشته تحصیلی من با حوزه تخصصی شما متفاوت است. ازاینرو، بیش از آنکه سخن بگویم، تلاش میکنم از مباحث ارزشمند این نشست بهرهمند شوم و مطالب جدیدی بیاموزم. با خود اندیشیدم که چه موضوعی برای طرح در این جمع مناسبتر است و در نهایت به این نتیجه رسیدم که جهان امروز در نقطه عطفی بسیار حسّاس و سرنوشتساز قرار دارد؛ نقطهای که شاید با بسیاری از «پیچهای تاریخی» که پیشتر درباره آنها سخن گفتهایم متفاوت باشد. به همین دلیل عنوان سخنرانی خود را «هوش مصنوعی در ترازوی فرصتها و چالشها» انتخاب کردهام. طبیعی است که در فرصت کوتاهی که در اختیار دارم، نتوانم به همه ابعاد موضوع بپردازم.
بنده کانالی به نام «خانه هوش مصنوعی برای مدیران» راهاندازی کردهام که در آن تازهترین مطالب، تحلیلها و رخدادهای مرتبط با هوش مصنوعی را منتشر میکنم: https: //t.me/SotudehGPT. هدف اصلی این کانال ایجاد ارتباط با مدیران اجرایی شرکتها، سازمانها و بنگاههای اقتصادی است؛ زیرا باور دارم تا زمانی که مدیران قانع و همراه نشوند، نه منابع به درستی تخصیص مییابد و نه حرکت مؤثری شکل میگیرد.
ادیسون جملهای دارد با این مضمون که: «من زمین بازی جدیدی ساختم و از این پس همه باید در این زمین بازی کنند.» امروز نیز بار دیگر زمین بازی تازهای شکل گرفته است؛ زمینی به نام هوش مصنوعی. چه بخواهیم و چه نخواهیم، جهان به سرعت در این زمین بازی میکند و ما نیز ناگزیر باید خود را با آن هماهنگ کنیم. اگر اجازه بفرمایید، در ادامه چند داده و تصویر مرتبط با این موضوع را مرور خواهیم کرد. البته ممکن است برخی دوستان در بخشهای دیگر سالن دید مناسبی نداشته باشند که در این صورت توضیحات تکمیلی ارائه خواهم کرد.
به چه مشکلی برخوردیم؟ تصور می کردم در دانشکده معماری برق قطع نمیشود، زیرا جناب آقای دکتر مظاهری در اینجا دیزلژنراتور و سامانه خورشیدی دارند !. تا برق بیاید و به اسلاید بعدی رسیدیم، به نکته مهمی فکر کردم: باید همواره آماده یادگیری باشیم، زیرا فناوری در عین فرصتآفرینی ممکن است چالشهایی نیز ایجاد کند. در اسلاید بعدی، سه پلتفرم را با یکدیگر مقایسه کردهام: LinkedIn، Facebook و ChatGPT بهعنوان نمادی از ابزارهای هوش مصنوعی.
همکاران محترم حتماً با لینکدین آشنا هستند. این شبکه اکنون حدود ۱.۳ میلیارد کاربر دارد و بخش بزرگی از متخصصان در آن فعالیت میکنند. رسیدن لینکدین به یکمیلیون کاربر در بدو شروه، سه سال طول کشید. در فیسبوک این عدد به حدود ۱۰۰ روز کاهش یافت. اما ChatGPT تنها در ۵ روز به یکمیلیون کاربر رسید. این موضوع پیام بسیار مهمی دارد:
سرعت گسترش هوش مصنوعی به حدی بالاست که نظامهای آموزشی، مدارس و حرفهها فرصت تطبیق سریع با آن را ندارند. آموزشهای کلاسیک دانشگاهی بهتنهایی پاسخگو نیست و ما نمیتوانیم بهسادگی نیروی انسانی را برای مواجهه با این تحول آماده کنیم. حال تصور کنید این سرعت و توان به حوزه مهندسی منتقل شود. روشن است که آموزشهای سنتی و سختافزاری به تنهایی کافی نخواهد بود. دانشگاهها نیز بهصورت ساختاری آمادگی لازم را ندارند؛ زیرا هر تغییری در آموزش عالی، پیش از هر چیز نیازمند آمادهسازی اعضای هیئت علمی است. در حال حاضر، آمادهسازی اعضای هیئت علمی برای کار با ابزارهای هوش مصنوعی - از پذیرش اصل استفاده از این فناوری گرفته تا تدوین قواعد کار با آن و آموزش دانشجویان - در همه جای دنیا کاری بسیار دشوار است. بخشی از این دشواری به فاصله نسلی میان ردههای مختلف اعضای هیئت علمی بازمیگردد.
با این حال، چه بخواهیم و چه نخواهیم، این قابلیت دیر یا زود وارد حرفهها و محیطهای کاری خواهد شد. ممکن است بخش کوچکی از این مهارتها از طریق آموزشهای رسمی دانشگاهی منتقل شود، اما بخش مهمتر آن باید از مسیر مهارتهای نرم و برنامهریزی فردی برای یادگیری مستمر به دست آید. هر فرد باید برای خود یک برنامه یادگیری منظم تعریف کند.
در سراسر جهان نگرانی بزرگی مطرح است:
آیا هوش مصنوعی جایگزین انسانها خواهد شد؟
شاید بهترین پاسخ این باشد که: هوش مصنوعی جایگزین انسانها نمیشود؛ بلکه انسانهایی که از آن استفاده میکنند، جایگزین کسانی خواهند شد که از آن استفاده نمیکنند.
بر اساس مطالعات اخیر، از جمله گزارش جامع Stanford AI Index 2025 پیشبینی میشود که طی ۵ تا ۱۰ سال آینده، تقریباً همه مشاغل تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گیرند. حدود ۸۰ درصد این تأثیرات، مستقیماً به حوزههایی مانند مدیریت پروژه، کار با مدارک و مستندسازی مربوط میشود؛ اموری که در بسیاری از رشتههای مهندسی، بخش عمده فعالیتهای حرفهای را تشکیل میدهند؛ از تدوین طرحهای امکانسنجی گرفته تا بررسی اسناد و مدیریت پروژه. هماکنون نیز نشانههایی از این تحول دیده میشود. برای مثال، وزارت دادگستری بریتانیا برنامه دارد بخشی از اسناد حقوقی را با اسناد دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی جایگزین کند. کشور آلبانی نیز نخستین وزیر هوش مصنوعی را منصوب کرده و از پلتفرمهای هوشمند برای مدیریت فرآیندهای دولتی و کاهش فساد اداری بهره میبرد.
شاید در آیندهای نهچندان دور شگفتزده نشویم اگر بشنویم که یک دانشکده توسط یک پلتفرم الگوریتمی اداره میشود؛ بهگونهای که قواعد، فرآیندها و تصمیمها بر اساس داده و الگوریتم پیش بروند. روشن است که یکی از بزرگترین حوزههای تأثیر هوش مصنوعی، آموزش عالی خواهد بود. امروز حتی با ابزارهای سادهای مانند NotebookLM یا ابزارهای مشابه، بخش قابلتوجهی از فعالیتهای آموزشی ـ شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد تعاملات آموزشی سنتی- میتواند دگرگون یا سادهسازی شود و نیاز به حضور فیزیکی در کلاس بهطور جدی کاهش یابد. چه باید کرد؟ امروز ابزارهای هوش مصنوعی سرعت یادگیری را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند. بنابراین دانشگاهها باید بیش از هر زمان دیگری به نوآوری آموزشی بیندیشند. روشهای کلاسیک تدریس به شکل سنتی و خطی دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. اکنون میتوان یک کتاب کامل را در اختیار یک دستیار هوشمند قرار داد که ۲۴ ساعت شبانهروز و ۷ روز هفته آماده پاسخگویی و همراهی با دانشجوست.
در این شرایط، پرسش اصلی این است: آیا میتوانیم با همان الگوی آموزش گذشته ادامه دهیم؟
بهنظر میرسد که طی ۵ تا ۶ سال آینده، بسیاری از دانشگاههای دنیا ناچار خواهند شد مأموریت و نقش خود را بازتعریف کنند و به فعالیتهایی فراتر از تدریس سنتی بپردازند. نکته بسیار مهمی که میخواهم بر آن تأکید کنم این است که در تمام رشتهها، بهویژه رشتههای مهندسی، باید به اصل" انسان در حلقه" وفادار بمانیم. هوش مصنوعی ابزار است، نه جایگزین انسان.
تصمیمگیری نهایی، مسئولیتپذیری، قضاوت حرفهای و ارزشهای انسانی همواره باید در اختیار انسان باقی بماند. تا زمانی که انسان در حلقه باقی بماند و ما یاد بگیریم چگونه در کنار این ابزارها کار کنیم، میتوانیم بسیاری از آسیبهای احتمالی را به حداقل برسانیم. حتماً میدانید که در آغاز اختراع خودرو، برخی مشاغل احساس خطر کردند و حتی عدهای کوشش داشتند استفاده از ماشین را منع کنند. در همان دوره، بعضی افرادِ متعصب، حکم شرعی بر حرمت استفاده از خودرو صادر کردند؛ زیرا معتقد بودند خطر جانی دارد. طبیعی بود که در آن سالهای نخست، ریسک استفاده از خودرو بالا باشد. اما امروز حتی سفر با هواپیما نیز، که روزگاری بسیار پرریسک تلقی میشد، جزو امنترین روشهای حملونقل است.
به همین ترتیب، ممکن است اکنون یا یکی دو سال آینده، برخی افراد بهدلیل نگرانی یا ناآگاهی، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی را نفی یا حتی ممنوع اعلام کنند. اما واقعیت این است که این مسیر قابل توقف نیست. چه بخواهیم و چه نخواهیم، با ورود به صنعت نسل پنجم (Industry 5.0) ناچار خواهیم بود در کنار روباتها و سامانههای هوشمند کار کنیم. مهم آن است که نقش انسان، مسئولیت اخلاقی و قدرت تصمیمگیری او همچنان در مرکز باقی بماند. ممکن است در ده سال آینده، حتی در همین سالنها تشخیص تفاوت میان انسان و ربات چندان ساده نباشد. بنابراین باید بیاموزیم چگونه در کنار ماشینها کار کنیم. به باور من، اگر همواره به این اصل پایبند باشیم که انسان باید در مرکز حلقه تصمیمگیری باقی بماند، آنگاه هوش مصنوعی نیز مانند سایر فناوریها تنها یک «ابزار» در خدمت ما خواهد بود؛ نه اینکه اختیار کامل را به آن بسپاریم و نه آنکه خود را از صحنه کنار بکشیم.
در ادامه، میخواهم به نکتهای بسیار مهم اشاره کنم. ابزارهای هوش مصنوعی، در کنار همه فرصتها، نوعی پارادوکس بزرگ نیز ایجاد کردهاند. بر اساس برآوردها، مصرف برق مراکز داده تا سال ۲۰۳۰ ممکن است تا ۱۱ برابر افزایش یابد. همچنین سالانه حدود ۵ میلیون تن پسماند الکترونیکی از این مراکز تولید میشود و برای خنکسازی آنها، نزدیک به ۶۵ میلیارد لیتر آب در سال مصرف میشود. این اعداد نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال مصرف بخش قابلتوجهی از منابع انرژی، آب و مواد اولیه زمین است. بنابراین توسعه این فناوری باید با نگاه مسئولانه، پایدار و همراه با مدیریت محیطزیستی و اخلاقی همراه باشد.
دوستان اگر فرصت داشته باشند، توصیه میکنم به گزارش سالانه هوش مصنوعی دانشگاه استنفورد (AI Index 2025) نگاهی بیندازند. در این گزارش آمده است که در سال ۲۰۲۵ حدود 190 میلیارد دلار در ایالات متحده در حوزه ابزارها و فناوریهای هوش مصنوعی سرمایهگذاری شده است؛ رقمی تقریباً معادل چین و ۲۴ برابر بریتانیا. همچنین ۷۸ درصد سازمانها در آمریکا اعلام کردهاند که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، در حالی که این عدد در سال ۲۰۲۳ تنها حدود ۵۵ درصد بود. بخش قابلتوجهی از این رشد، مربوط به ابزارهای مولد (Generative AI) است که همه ما کموبیش با آنها آشنا هستیم.
اکنون به وضعیت ایران بپردازیم. برای ارزیابی بلوغ یک فناوری، معمولاً از مدل «هفت کارکرد سیستم نوآوری» استفاده میشود که شامل موارد زیر است: توسعه دانش، انتشار دانش، کارآفرینی، جهتدهی نوآوری، شکلگیری بازار، تأمین منابع و مشروعیتبخشی. در یک گزارش ملی که در سال ۱۴۰۳ توسط یکی از مراکز پژوهشی دانشگاه صنعتی شریف منتشر شد، جایگاه ایران در حوزه هوش مصنوعی بر اساس همین مدل بررسی شده است. نموداری چندضلعی در این گزارش ارائه شده که نشان میدهد ایران در شاخصهای «توسعه دانش» و «انتشار دانش» وضعیت نسبتاً بهتری نسبت به میانگین منطقه دارد؛ اما در حوزههایی مانند کارآفرینی، جهتدهی نوآوری، شکلگیری بازار و تأمین منابع، عملکرد کشور ضعیفتر است. بر اساس این مطالعه، اندازه بازار هوش مصنوعی ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۱.۶ همت برآورد شده و میزان سرمایهگذاری صورتگرفته در این حوزه حدود ۱۰ میلیون دلار بوده است. این ارقام نکات بسیار مهمی درباره ابعاد واقعی اقتصاد هوش مصنوعی در کشور به ما نشان میدهند.
پیشتر تصور میکردم که مجموع بودجه همه دانشگاههای زیرمجموعه وزارت علوم حدود ۲ میلیارد دلار باشد. اما اخیراً وزیر علوم اعلام کرده که این عدد حدود ۷۰۰ میلیون دلار است. این در حالی است که برنامه ملی هوش مصنوعی امارات بهتنهایی حدود ۶ میلیارد دلار بودجه دارد. بنابراین اگر عدد ۱۰ میلیون دلار سرمایهگذاری ایران در حوزه AI را کنار این ارقام بگذاریم، چندان هم عجیب به نظر نمیرسد. برای مقایسه، بودجه کل دانشگاه تهران با حدود ۵۰۰۰ کارمند، ۲۵۰۰ عضو هیئت علمی، ۵۰ هزار دانشجو و میلیونها مترمربع فضای فیزیکی عمدتاً فرسوده در حدود ۳۵ میلیون دلار است. این اعداد مربوط به هوش مصنوعی نشان میدهد که ما از متوسط کشورهای منطقه حدود ۷ سال عقب هستیم. البته این عقبماندگی میتواند بهنوعی فرصت نیز محسوب شود؛ چراکه امکان «یادگیری از تجربه دیگران» و جهش هوشمندانه را فراهم میکند.
در حال حاضر، بازی اصلی توسعه ابزارهای هوش مصنوعی عمدتاً در دست آمریکا و چین است. اما اگر تلاش و سرمایهگذاری مناسبی انجام دهیم، میتوانیم در حوزه کاربردها و بومیسازی فناوری جایگاه قابلقبولی به دست آوریم و از فرصتهای اقتصادی آن بهرهمند شویم.امروز شاهد شکلگیری کسبوکارهایی بسیار چابک و کمنیرو در دنیا هستیم. برای مثال، برخی شرکتهای مبتنی بر هوش مصنوعی - مانند پلتفرمهای تولید محتوا و ارائه پرزنتیشن - با تیمهایی کمتر از ۳۰ نفر، محصولاتی را به بازار عرضه میکنند که میلیونها کاربر دارند. این نمونهها نشان میدهد مقیاس اثرگذاری هوش مصنوعی بسیار فراتر از اندازه تیمهاست.
زمان رو به پایان است، اما اجازه بدهید نکته بسیار مهمی را مطرح کنم. شاخص پذیرش هوش مصنوعی که توسط صندوق بینالمللی پول و برای حدود ۱۸۰ کشور اندازهگیری شده، عددی بین ۰ تا ۱ را نشان میدهد. در این شاخص، سنگاپور با عددی نزدیک به ۰.۸ در رتبههای بالای جهان قرار دارد، در حالیکه عدد ایران حدود ۰.۳۸ است. برای مقایسه، من سه کشور آلمان، ترکیه و ایران را کنار هم قرار دادهام؛ زیرا از نظر جمعیت در یک بازه قرار میگیرند- آلمان ترکیه و ایران هر کدام با جمعیت حدود ۸۵ میلیون نفر. این سطح از پذیرش، اگرچه چالشهایی را نشان میدهد، اما در عین حال فرصتی برای توسعه کسبوکارهای جدید مبتنی بر هوش مصنوعی به شمار میرود.
این شاخص بر چهار پایه اصلی استوار است: زیرساخت، سرمایه انسانی، نوآوری و پیوند با اقتصاد و رگولاتوری (تنظیمگری). در دو مؤلفه نخست، وضعیت ایران متوسط است؛ اما در حوزه رگولاتوری عملکرد بسیار ضعیفی داریم. البته این مشکل تنها مختص ایران نیست؛ بهطور کلی جهان هنوز چارچوب منسجم و نهایی برای تنظیمگری هوش مصنوعی ندارد. کشورها در این زمینه سه رویکرد متفاوت دارند:
- ایالات متحده- تکیه بر خودتنظیمی و نقش پررنگ بازار
- چین- سرمایهگذاری گسترده همراه با کنترل سختگیرانه دولتی
- اتحادیه اروپا- چارچوبهای نظارتی بسیار دقیق و محدودکننده مانند «EU AI Act»
یک پروژه پژوهشی از سوی وزارت دفاع آمریکا به سه فرهنگستانهای علوم، پزشکی و مهندسی - واگذار شده است. تنها به یک عدد مهم از این مطالعه اشاره میکنم- در سال ۲۰۱۹ حدود ۲۹ درصد از نخبگان هوش مصنوعی جهان در آمریکا مستقر بودند و چین حدود ۲۰ درصد آنها را جذب کرده بود. اما امروز وضعیت کاملاً دگرگون شده است- چین اکنون حدود ۴۷ درصد از نخبگان برجسته هوش مصنوعی دنیا را جذب کرده، در حالیکه سهم آمریکا به حدود ۱۸ درصد کاهش یافته است. این آمار نشان میدهد رقابتی جدی و فراتر از اقتصاد، در سطح ژئوپلیتیک استعدادها در جریان است. فایل کامل این گزارش در دسترس شماست و جابهجایی نخبگان هوش مصنوعی در جهان را بهصورت دقیق و تحلیلی بررسی میکند.
اکنون چین بهدنبال آن است که نقش رهبری در عرصه هوش مصنوعی را در دست بگیرد. آنها نهادی را با عنوان WAICO پیشنهاد کردهاند که قرار است الگو گرفته از آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد. در این مدل، کشورها با یکدیگر به توافق میرسند، محدودیتهایی را میپذیرند و به سمت شفافیت و همکاری بینالمللی حرکت میکنند. اما نگرانی مهم اینجاست- همان کشورهایی که امروز کنترل ساختارهای بینالمللی مانند آژانس انرژی اتمی را در دست دارند، احتمالاً در این نهاد جدید نیز نقش مسلط خواهند داشت. این موضوع یک دغدغه جدی و جهانی است.
بهطور کلی، جهان امروز در یک پیچ تاریخی بسیار حساس قرار گرفته است. یا کشورها باید بپذیرند که با هم همکاری کنند، یا با تداوم رقابت بیقاعده، خطرات بزرگی در پیش خواهد بود. البته پیشنیاز هرگونه همکاری مؤثر این است که کشورها ابتدا ظرفیت آموزشی و پژوهشی خود را تقویت کنند. اگر آموزش و پژوهش در یک کشور رشد نکند، عملاً توان اثرگذاری و کنترل حرفهها و فناوریهای نوظهور نیز محدود خواهد بود. پیامی که این الگو میخواهد منتقل کند روشن است- هر تلاشی برای توسعه هوش مصنوعی باید «تلاش سبز» باشد؛ یعنی همراه با مسئولیتپذیری اجتماعی، زیستمحیطی و اخلاقی.
در این تصویری که مشاهده میکنید، حتی یک حیوان نیز درک می کند که باید موانع پیش روی بشریت را بردارد و به حامعه آسیب نرساند. این تصویر بهنوعی یادآور مسئولیتی است که ما نیز در قبال ابزارهای نوین بهویژه هوش مصنوعی بر عهده داریم. نگاه ما به این فناوری باید نگاهی سبز، مسئولانه و همراه با دغدغه اخلاقی و زیستمحیطی باشد. با منع کردن، مقابله کردن یا نادیدهگرفتن این فناوریها، کاری از پیش نخواهیم برد. بلکه باید بیندیشیم چگونه نظام آموزشی و حرفهای خود را با این واقعیت جدید همسو کنیم. سرعت تحولات بسیار بالاست و ما ناگزیر باید انتخاب کنیم. یا در کنار این فناوری حرکت کنیم و از ظرفیتهای آن بهره ببریم، یا منفعل بمانیم و هزینههای بیشتری بپردازیم.
امیدوارم فرصتهای دیگری فراهم شود تا بتوانیم درباره ابعاد مختلف این موضوع با جزئیات بیشتری گفتگو کنیم. در پایان لازم میدانم از جناب آقای دکتر مظاهری و جناب آقای دکتر اسلامی بابت برنامهریزی و برگزاری این نشست ارزشمند صمیمانه قدردانی کنم. اینگونه نشستها فرصتی است برای بازنگری و اندیشیدن دوباره به این پرسش اساسی که-
چگونه میتوانیم در کنار این فناوری نوظهور، از ظرفیتهای آن بهره ببریم و در عین حال مانع آسیبپذیری بیشتر بهویژه در کشورهای در حال توسعه شویم؟
